مدح و شهادت حضرت قاسم علیهالسلام
چه خوب، مرگ خریدار زندگانی توست حیـات طـیّـبه تصویر نوجـوانی توست چه قد کشیده درون تو شوق رزم ای ماه که هست قامت جـوشن برای تو کـوتاه به پـای شوق تو پـای رکاب هم نرسید کسی شبیه تو دست از جوانیاش نکشید لـبـت به تـلـخـی دنـیـا حـلاوت افـزوده که شهـد، شـاهـد شیـرینزبانیات بوده چقدر از نـفـست دشت عـطـرآگـین شد چقدر از سـخنت کام شهـد شـیـرین شد تمام حُـسنِ حَـسنزاد خویش را بـردار برو به جمع شهیدان «اولئکَ اَلاَبرار» برو به بحر رجز بین دشت طوفان کن به موج عشق بزن، مرگ را هراسان کن رجز بخوان که شود زنده کوفۀ اموات که گوش هلهلهها کر شود از این آیات برای عقل مگر نقشی از جنون بکشی برو که معرکه را هم به خاک و خون بکشی برو به کـوری چـشمان مست هلهـلهها بدوز چـشم خـودت را به تیر حرملهها بگو به تیغ که از فـرق ماه ما پیداست! که فـرق آل عـلی با بنـیامـیه کجاست! که نـنگ نـام کجـا، عـزت قـیـام کجا!؟ حـسینِ صبـح کجـا و یـزیـدِ شام کجا!؟ بگـو حـسـیـن نـدارد دمی سـر سـازش به پا نکرده در این دشت خیمۀ خواهش برو که رفـتن تو مـانـدگـار خـواهد شد پس از تو لشکر دشمن غبار خواهد شد گـرفـتـهانـد فـقـط نـیـزهها تو را در بـر حـسـین میچـکـد از پیکـر تو سرتاسر چقدر کـام زمین تـشـنۀ شهـادت توست تو میروی و دلم کشتۀ حکایت توست |